درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی
درس 6: نقش دولت در اقتصاد چیست؟
موقعیت
تماشای یک مسابقه فوتبال جذاب بهصورت خانوادگی برای شادابتر شدن روحیه افراد خانواده بسیار مفید است بهویژه اگر با کریخوانی هم همراه شود. این موضوع بهانهای شد تا خانواده محمدی آن شب همگی باهم به تماشای یک مسابقه فوتبال سنتی بنشینند. امیرعلی و مادر طرفدار یک تیم بودند و ستایش، پدر و امیرحسین هم تیم دیگر.
از قضا تیم امیرعلی برد و کریخوانیهای ستایش و پدر درست از آب درنیامد و همین موجب شد که ستایش بسیار عصبانی شود.
مادر: شماها سه ساله که مارو نبردین، واقعا چه توقعی دارین از تیمتون؟
ستایش: به لطف اشتباهات داور بردین وگرنه خودتون هم دیدین که نمیتونستین ما رو ببرین. اگر داور دقیقۀ 89 به نفع شما پنالتی نمیگرفت، نه بازیکن ما اخراج میشد نه ورقبازی بر میگشت.
امیرعلی: هر وقت میبازین میگین داور. هر وقت هم میبرین میگین شایستگیهای تیمی! آخه این چه حرفیه می زنی خواهر؟
پدر: مثل خودت که هر وقت نمرهات بد میشه میگی معلم نمره نداد، هروقت هم که نمرهات خوب میشه میگی ببینین چیکار کردم!
امیرعلی درحالی که از حرف پدر خیلی ناراحت شده بود: چه ربطی داره آخه بابا! ماشین شهرداری هم اگه نیاد میندازین تقصیر منو درس خوندنم.
همه از حرف و عصبانیت امیرعلی زدند زیر خنده.
پدر: ولی انصافا داور توی زندگی منم خیلی تأثیرگذار بوده!
ستایش: مگه شما توی کارتون هم داور دارین؟
پدر: بله، اگه کسبوکار، داور نداشته باشه که به هم میریزه! داور توی فضای کسبوکار، دولته! دقیقاً مثل بازی امشب، فقط بازی ما و مشتریهامون تعیین کننده نیست. یه وقتایی تصمیمات دولت روی نتیجه کار ما اثر میذاره.
امیرعلی: پس یعنی شما هم توی کارتون شکست میخورین؛ میندازین گردن یکی دیگه!
مادر: إ، این چه حرفیه میزنی تو؟ زشته آخه.
پدر: نه پسرم، اتفاقا دولت اخیرا یه کمک بزرگ به ما کرده. تعرفه واردات کودهای زیستی رو سهبرابر کرده و در مالیات هم تخفیف داده!
ستایش: خب این چه ربطی به شما داره!
امیرعلی: اصلاً دولت چرا باید این کار رو بکنه؟ چه سودی براش داره؟
گفتوگو در کلاس (صفحه 56 کتاب درسی)
1- به نظر شما چرا آقای محمدی باید به دولت مالیات بدهد؟
2- به نظر شما دولت با چه انگیزهای باید وارد بازی میان عرضهکننده و تقاضاکننده شود؟ این کار برای او چه نفعی دارد؟
نقشهراه
تا اینجا آموختیم که در عرصه اقتصاد دو بازیگر اصلی وجود دارد. نکتهای که در این درس به دنبال آنیم این است که بازی اقتصاد نیازمند یک داور است که به آن دولت میگویند. دولت با عملکرد درست خود میتواند تخصیصهای بهینهای برای اقتصاد به وجود آورد. در پایان این درس میتوانیم:
- نقش دولت را در یک اقتصاد بازاری درک کنیم و به خوبی بیان کنیم.
- درآمد دولت و انواع مالیاتها را شناسایی کنیم و نقش آن (مالیات) را در اقتصاد توضیح دهیم.
وظایف دولت
1- بهبود عملکرد بازار
فرض کنید شرکت کسبوکاری را طراحی کردهاید و میخواهید عملاً وارد فعالیت شوید. گام اول آن است که مجوزهای لازم را برای فعالیت اقتصادی خود از دولت بگیرید. شما با گرفتن مجوزها اجازه میدهید که دولت به کار شما نظارت کند. ممکن است از خود بپرسید که دولت چرا باید در فعالیت اقتصادیما نظارت کند؟ چرا ما مجبوریم برای کسبوکارهایمان با دولت هماهنگ باشیم؟
فرض کنید شما مالک یک شرکت تولیدکننده دارو هستید و کار خود را با دقت و کیفیت انجام میدهید؛ اما رقیب شما در بازار، که آن هم یک شرکت تولید دارو است، محصولاتی با کیفیت کمتر و قیمت پایینتر ارائه میدهد. این کار او باعث میشود که نه تنها جان مصرفکنندگان به خطر بیفتد، بلکه به خاطر ارائه قیمت پایینتر، مشتریها را نیز به سوی خود جذب میکند. حالا فرض کنید دولتی نباشد که به کار این شرکت دارویی و محصولات او نظارت کند. در این صورت، هم شما به عنوان یک تولیدکننده متعهد ضرر میکنید و مجبور به ترک بازار میشوید و هم سلامت مصرفکنندگان به خطر میافتد.
مجموعۀ گستردهای از قوانین و مقرراتی که توسط دولت وضع و اجرا میشود، به منظور تسهیل و تشویق مبادلاتی است که به نفع خریداران و فروشندگان است و از بروز شرایطی که به مبادلات آنها آسیب میزند، جلوگیری میکند. حضور دولت و عملکرد قوی آن سبب میشود افراد به حقوق یکدیگر تعرض نکنند و مثلاً داراییهایی را که متعلق به آنها نیست تصرف نکنند. در این حالت، دولت به عنوان یک داور، در میدان فعالیتهای اقتصادی، حضور دارد. وضعیتی را تصور کنید که خریداران نمیتوانند اطمینان یابند، آیا فروشندگان مالکان واقعی آن چیزی هستند که برای فروش عرضه کردهاند یا خیر، در این حالت چگونه خریداران پولی را که به سختی درآوردهاند، برای چیزهایی مانند خانه، خودرو، لوازم خانگی و... بپردازند. حالتی را تصور کنید که پول زیادی را به صاحب واقعی چیزی دادهاید و آن را خریدهاید؛ اما شخص دیگری به راحتی به میان بیاید و مانع از استفادة شما از چیزی که خریدهاید شود!
دولت با تعریف و اجرای حقوق مالکیت، امنیت خرید و فروش و مبادلات را بهبود میبخشد. دولت اجازه نمیدهد تا زمانی که فروشنده اثبات نکند که مالک واقعی چیزی است، آن را بفروشد.
علاوه بر حمایت از حقوق مالکیت و اجرای قراردادها، دولت با وضع قوانین و مقرراتی ویژه در زمینههای مختلف میکوشد تا وجود اطلاعات و آگاهیهای لازم را برای مبادله بین افراد تضمین کند، مثلاً شرکتهای دارویی و غذایی نمیتوانند پیش از انجام برخی آزمایشها و اخذ گواهی معتبر محصولات خود را به بازار عرضه کنند یا افراد بدون دارابودن صلاحیتهای لازم به مشاغل مختلف وارد شوند؛ همچنین سازمان استاندارد وظیفه دارد کیفیت یا عدم کیفیت محصولات را تأیید کند. همۀ این فعالیتها به نوعی سبب بهبود عملکرد بازار میشود.
1- بهبود عملکرد بازار
مجموعهٔ گستردهای از قوانین و مقرراتی که توسط دولت وضع و اجرا میشود، به منظور تسهیل و تشویق مبادلاتی است که به نفع خریداران و فروشندگان است و از بروز شرایطی که به مبادلات آنها آسیب میزند، جلوگیری میکند. حضور دولت و عملکرد قوی آن سبب میشود افراد به حقوق یکدیگر تعرض نکنند و مثلاً داراییهایی را که متعلق به آنها نیست تصرف نکنند. در این حالت، دولت به عنوان یک داور، در میدان فعالیتهای اقتصادی، حضور دارد. وضعیتی را تصور کنید که خریداران نمیتوانند اطمینان یابند، آیا فروشندگان مالکان واقعی آن چیزی هستند که برای فروش عرضه کردهاند یا خیر، در این حالت چگونه خریداران پولی را که به سختی درآوردهاند، برای چیزهایی مانند خانه، خودرو، لوازم خانگی و... بپردازند. حالتی را تصور کنید که پول زیادی را به صاحب واقعی چیزی دادهاید و آن را خریدهاید؛ اما شخص دیگری به راحتی به میان بیاید و مانع از استفاده شما از چیزی که خریدهاید شود!
دولت با تعریف و اجرای حقوق مالکیت، امنیت خرید و فروش و مبادلات را بهبود میبخشد. دولت اجازه نمیدهد تا زمانی که فروشنده اثبات نکند که مالک واقعی چیزی است، آن را بفروشد.

2- ارائه کالای عمومی
شما چیزهای زیادی دارید که متعلق به خود شماست و میتوانید مانع استفاده دیگران از آنها شوید. اما آیا درباره خیابان، بوستان، تیرهای چراغ برق، پلها، آتشنشانی و پلیس هم همینطور است؟ اینها بسیار با ارزشاند ولی هیچکس نمیتواند این امکانات را فقط برای خودش داشته باشد. به کالا و خدماتی که توسط افراد زیادی میتواند هم زمان استفاده شود و شما نمیتوانید مردم را از استفاده آن محروم سازید، کالای عمومی (public goods) گفته میشود.
دولت علاوه بر وظایف نظارتی، مسئول ارائۀ کالاها و خدمات عمومی و سرمایهگذاری در این حوزه هم هست. تصور کنید شما و کارمندان و کارگران شرکت، برای رفت و آمد به کارخانه، نیاز به احداث جاده و پل دارید. همچنین شرکتهای دیگر نیز چنین نیازمندیهایی دارند. چه کسی باید این جادهها و پلها را احداث کند؟ همچنین مردم یک شهر یا یک کشور، نیاز به تأمین بهداشت و امنیت دارند. چه کسی باید این کالاهای عمومی را برای مردم فراهم کند؟ دولت مسئول تأمین کالاهای عمومی نیز هست.
فعالیت فردی در کلاس (صفحه 58 کتاب درسی)
اگر کشوری ارتش نداشته باشد و برای خود تجهیزات دفاعی تدارک نبیند، چه اتفاقی برایش میافتد؟ آیا دیگر کشورها نیز به صلح و رعایت حقوق او پایبند خواهند ماند؟ هزینههای تأمین نیروهای نظامی و تجهیزات و امکانات موردنیاز آنها را چگونه باید تأمین کرد؟
جایگاه دولت در جریان چرخشی درآمد
در درس قبل گفته شد که دو بازیگر اصلی اقتصاد، خانوارها و شرکتها هستند. در این درس نیز به جایگاه دولت پیبردیم. بنابراین میتوان گفت نمودار جریان چرخشی تعاملات بین خانوارها و شرکت ها که در درس قبل دیدیم کامل نیست چرا که دولت را نادیده گرفته بود، اما دولت برای انجام نقشهای مختلفی که بر عهده دارد، خریداری مهم در بازارهای عوامل تولید و نیز بازار کالا و خدمات است و البته با دریافت مالیات از شرکتها و خانوادهها و پرداخت یارانه به آنها نقشی مهم در اقتصاد ایفا میکند. در شکل زیر، روابط میان دولت با بازارها و خانوارها ترسیم شده است.

ابزارها و منابع تأمین مالی دولت
دولت کارها و خدمات گوناگونی ارائه میدهد و مسئولیتهای مختلفی بر عهده دارد. به نظر شما دولت برای ارائۀ این خدمات و کالاهای عمومی، چه منابعمالی در اختیار دارد؟ آیا میدانید منابعمالی ارائۀ این خدمات از کجا تأمین میشود؟ این منابعمالی معمولاً و در بیشتر موارد از دو محل تأمین میشود؛ یکی مالیاتها و دیگری فروش داراییهای ملی که در ادامه به آن میپردازیم.
1- مالیاتها
دولت برای تأمین سطحی از کالاها و خدمات عمومی برای همگان، از مردم مالیات (tax) میگیرد. مالیات سه هدف اصلی دارد. اولین و مهمترین هدف مالیات، افزایش درآمد دولت است. دیگر اینکه، مالیات میتواند فعالیتهای نامناسب مانند کشیدن سیگار را کاهش و رفتارهای مطلوب، مانند مصرف شیر را افزایش دهد. در ادامه به هر یک از این اهداف میپردازیم.
افزایش درآمد دولت: مالیات برای تأمینمالی اهداف و پشتیبانی از فعالیتهای دولت مانند امنیت، دفاع، امورقضایی، آموزش و بهداشت عمومی ضروری است. شاید تصور زندگی در شهرها و روستاها بدون خدمات ارائه شده توسط دولت مانند مدارس، راهها، علامتهای راهنمایی و رانندگی، پلیس، درمانگاهها، کتابخانهها، بوستانها و... که هزینههای همه آنها از محل مالیات تأمین میشود، سخت باشد! بنابراین هدف اصلی از مالیات این است که درآمد دولت را تا حدی بالا ببرد که عملکرد دولت مؤثر واقع شود.
کاهش فعالیتهای نامناسب و تشویق فعالیتهای مطلوب: فراتر از افزایش درآمد، هدف از برخی مالیاتها کاهش رفتارهای نامناسب است. مثال پایین نشان میدهد که چگونه مالیات بر چوبکهای غذاخوری باعث کاهش قطع درختان جنگلی و مصرف چوبکها شد.
کاهش نابرابری ها و فاصله های اقتصادی و اجتماعی: مالیات یکی از ابزارهای مهم دولت در کاهش نابرابری و فاصلۀ طبقاتی بین افراد پردرآمد و کم درآمد محسوب میشود.
چوبکهای غذاخوری
در سال 2006 کشور چین 5 درصد مالیات بر فروش چوبکهای غذاخوری وضع کرد. دلیل وضع این مالیات، نگرانی بابت این بود که تولید چوبکها ممکن است جنگلها را در چین نابود کند. این مالیات ژاپن را با مشکل مواجه ساخت. رستوران داران و مصرفکنندگان ژاپنی هر ساله تقریبا 25 میلیارد جفت از این چوبکها از چین خریداری میکردند. با این مالیات قیمت چوبکها در ژاپن افزایش یافت. رستورانداران ژاپنی برای حل این مشکل، چارهای اندیشیدند. آنها به جای چوبک، قاشقهای پلاستیکی عرضه کردند و به مشتریانی که از این قاشقها استفاده می کردند، تخفیف دادند. به این ترتیب بسیاری از مصرفکنندگان عادت خود را تغییر دادند و به جای چوبک از این قاشقها استفاده کردند.

در برخی کشورها مالیات بر سوختهای آلاینده مانند بنزین و گازوئیل معمول است؛ چراکه این مالیات میتواند به کاهش مصرف و در نتیجه کاهشِ آلودگی ناشی از آن بینجامد. اخیرا در برخی کشورها به دلیل آثار زیست محیطی خطرناکِ کیسههای پلاستیکی، به وضع مالیات بر مصرف آنها اقدام شده است. علاوه بر این مالیات بر مصرف محصولات تنباکویی از جمله سیگار که برای سلامت انسان مضر است، در دنیا بسیار شایع است. گاهی نیز دولت از برخی فعالیتها که برای افراد جامعه مفید است، مالیات دریافت نمیکند.
انواع مالیات
در کشور ما در یک دستهبندی کلی دو نوع مالیات گرفته میشود: مالیات مستقیم (direct tax) و مالیات غیرمستقیم (indirect tax). تفاوت این دو نوع مالیات در این است که در مالیات مستقیم مبلغی به عنوان مالیات دریافت میشود ولی در مالیات غیرمستقیم، مالیات به صورت بخشی از قیمت کالا از مشتری گرفته میشود.

الف- مالیات مستقیم: مالیاتهای مستقیم خود به دو دسته مالیات بر دارایی (property tax) و مالیات بر درآمد (income tax) تقسیم میشوند. اساس و مبنای مالیات بر دارایی، ثروت مؤدی (پرداختکننده مالیات) است. مهمترین نوع مالیات بر دارایی، مالیات بر ارث است که از اموال و داراییهای باقی مانده شخص فوت شده، دریافت میشود. در واقع زمانی که اموال شخص متوفی قرار است به وراث او منتقل شود، دولت از دارایی و ثروت درحال انتقال مالیات میگیرد. در مالیات بر درآمد، درآمد افراد و شرکتها (و نه ثروت آنها) مبنای مالیات است. شاید بتوان گفت که مالیات بر درآمد اشخاص مهمترین نوع مالیات است. مالیات بر درآمد از هر کدام از انواع درآمدها جداگانه دریافت میشود. (مثلاً مالیات بر حقوق و مالیات بر درآمد املاک).
ب) مالیات غیرمستقیم: مهمترین انواع مالیاتهای غیرمستقیم که در کشور ما اجرا و اعمال میشوند، عبارتاند از: عوارض گمرکی و خدماتی، مالیات بر مصرف و مالیات بر ارزش افزوده.
عوارض گمرکی و خدماتی: یکی از انواع مالیاتهای غیرمستقیم، عوارض گمرکی است. حقوق و عوارض گمرکی در واقع مالیات هر کشور بر صادرات و واردات کالاهای مختلف است که با نام «تعرفههای گمرکی» نیز شناخته میشود. این نوع از مالیاتها، تابع سیاستهای کلان بازرگانی و شرایط اقتصادی کشورها هستند و به جز اینکه یکی از راههای درآمدزایی دولتها هستند، معمولاً برای حمایت از صنایع داخلی نیز به کار گرفته میشوند. این دسته از مالیاتها ممکن است بر اساس ویژگیها و مشخصات آنها (مانند حجم، وزن و…) تعیین و دریافت شوند.
انواع عوارض درج شده در قبضهای شهرداری مالیات تلقی میشود. شهرداری در مقابل خدماتی که ارائه میکند، وجوهی مانند عوارض خودرو یا عوارض نوسازی و دفع پسماند دریافت میکند.
مالیات بر مصرف: مالیات بر مصرف (consumption tax) مالیاتی است که مصرفکنندگان کالاهای خاص در زمان خرید آن کالا (به همراه قیمت کالا) پرداخت میکنند. به این ترتیب اگر شما میزان بیشتری از آن کالا مصرف کنید، درنهایت مالیات بیشتری نیز پرداخت میکنید. اگرچه این نوع مالیات نهایتاً به وسیله مصرف کنندهنهایی پرداخت میشود، اما وظیفه قانونی پرداخت آن به عهده تولیدکنندگان و فروشندگان است. مالیات بر مصرف، انواع بسیار زیادی دارد که بارزترین نمونه آن در ایران، مالیات بر مشروبات غیرالکلی ماشینی و مالیات بر دخانیات است.

مالیات بر ارزشافزوده: منظور از مالیات بر ارزشافزوده (value added tax)، مالیاتی است که از تفاوت ارزش بین کالا و خدمات عرضه شده با ارزش کالا و خدمات خریداری شده در دورهای مشخص گرفته میشود. این نوع مالیات چند مرحلهای است و در هر یک از مراحل تولید و تکمیل تا مصرف نهایی برحسب ارزش افزوده گرفته میشود. مالیات بر ارزش افزوده با ایجاد شفافیت، فرار مالیاتی را کاهش میدهد و از مالیاتستانی مضاعف جلوگیری میکند؛ چرا که مالیات پرداخت شده تولیدکنندگان قبلی از مالیات بر فروش بعدی کسر میشود. به عبارت دیگر کالا و خدمات واسطهای از پرداخت مالیات معاف میشوند.
مالیات بر ارزش افزوده (VAT)، چگونه کار میکند؟
در کشورهایی که سازوکار مالیات بر ارزش افزوده برقرار است، کسب وکارها، منبع مالیات را از فروش خودشان جمعآوری کرده و آن را از طریق خرید از دیگر کسبوکارها، پرداخت میکنند. در این شکل نشان داده شده است که چگونه 10 درصد مالیات بر ارزش افزوده (VAT) بر تولید و فروش لباس، عمل میکند.

2- سایر درآمدهای دولت
غیر از مالیات، بخش زیادی از درآمدهای موردنیاز دولت در ایران از محل فروش داراییهایی مثل نفت تأمین میشود. همانطور که در نمودار صفحه بعد میبینید، بخش زیادی از درآمدهای دولت از محل فروش داراییهای تجدیدناپذیری مانند نفت و گاز تأمین شده است که درآمدی پایدار نیست؛ با قیمت نفت نوسان میکند و قابل تحریم است!
فروش این نوع داراییها، عملاً فروش داراییهایی است که نه فقط به ما بلکه به نسلهای بعد هم تعلق دارد. اگر با درآمد حاصل از فروش این منابع، داراییهای دیگری خلق نشود و این درآمدها صرف هزینههای جاری کشور (نظیر پرداخت دستمزد و...) شود، در این صورت حتما نسلهای بعد، ما را نخواهند بخشید!
دولت سالیانه بخشی از درآمد موردنیاز خود را نیز از طریق ایجاد بدهی تأمین میکند؛ یعنی از مردم قرض میگیرد یا آنها را در طرح های عمرانی و سرمایهگذاریهای دولت شریک میکند و از محل سود این طرحها سودی بین آنها تقسیم میکند. این درآمد نیز نمیتواند تا ابد پایدار باشد.

بودجه دولت
دولت برای مدیریت کلان کشور، در مقابل درآمدهایی که به دست میآورد، مخارج و هزینههایی نیز دارد. به سخن دیگر، دولت برای انجام وظایف خود، همچون بهبود عملکرد بازار و ارائه کالاهای عمومی، باید هزینه کند. دولتها برای اداره امور کشور با توجه به درآمدها و هزینههایشان، نیاز به یک برنامه دارند که در قالب بودجه، نشان داده میشود. بودجه دولت درواقع برنامه یکساله دولت را برای خرجکردن با توجه به درآمدها ارائه میدهد. اگر درآمد بودجه از هزینه آن بیشتر باشد، با «مازاد بودجه» روبهرو هستیم و اگر هزینهها از درآمدها بیشتر باشد، «کسری بودجه» خواهیم داشت. دولتها باید سعی کنند با برنامهریزی درست و تنظیم الگوی درآمد هزینه از کسری بودجه جلوگیری کنند و بودجهای «متوازن» داشته باشند.
برای تفکر و تمرین (صفحه 67 کتاب درسی)
1- هریک از موارد زیر را تحلیل کنید و مشخص کنید که آیا این تغییر میتواند یک فعالیت اقتصادی را که مشمول مالیات میشود، تشویق یا دلسرد کند؟ پاسخ را توضیح دهید.
- دولت مالیات 1000 تومانی بر بطریها و قوطیهای پلاستیکی وضع میکند.
- دولت مبلغ کمکهای خیریه را که میتواند هنگام محاسبه مالیات بر درآمد از درآمد کسر شود افزایش میدهد.
- دولت مالیات حقوق و دستمزد کارفرمایان را کاهش میدهد.
- دولت بر غذاهایی که حاوی سطوح بالای چربی و سطح بالایی از سدیم هستند، مالیات اعمال میکند.
- دولت قوانین را تغییر میدهد تا شرکتها مالیات بیشتری بپردازند.
- دولت مالیات بر فروش خودروهای جدید را حذف میکند.
- دولت نرخ مالیات املاک برای کارخانجات جدید را کاهش میدهد.
2- نوع مالیات را در هر یک از موارد زیر تعیین کنید.
- کارفرمایان باید درصدی از دستمزد کارکنان خود را به دولت پرداخت کنند.
- دولت تصمیم میگیرد که فقط کالاهای خاصی در مقادیر مشخصی پس از خرید مالیات بپردازند.
- شرکتها باید درصدی از سود خودشان را به دولت بپردازند.
- کارکنان باید بخشی از درآمد خود را به عنوان مالیات به دولت پرداخت کنند.
3- کارگاه ایران سبز، به همراه سه کارگاه مجاور دیگر، از مجموع کالاها و امکانات عمومی که دولت در اختیار آنها قرار داده است، مطابق با موارد زیر از مزایای آن بهرهمند میشود.
- احداث و تجهیز جادهای که برای تسهیل حملونقل در کنار کارخانه احداث شده است، به ارزش سالانه 50 میلیون تومان
- احداث و تجهیز مجموعه سامانه روشنایی بیرون از کارخانه به ارزش سالانه 30 میلیون تومان
- تأمین امنیتراهها و بازار خرید مواد اولیه و فروش محصولاتبها رزش سالانه 30 میلیون تومان
- ایجاد و نگهداری امکانات رفاهی و بهداشتی در نزدیکی کارخانه به ارزش سالانه 20 میلیون تومان
اگر قرار بود آقای محمدی به عنوان مدیرعامل کارگاه، خودش هزینه این موارد را پرداخت کند، چه تغییری در درآمد و سود و زیان سالانه شرکت او حاصل میشد؟ (اطلاعات مربوط به هزینهها و درآمد شرکت در تمرین درس اول آمده است.)
اکنون فرض کنید دولت، مالیاتی معادل 5 درصد به طور سالانه، بر درآمدهای شرکت تولیدی آقایمحمدی وضع کرده است. با فرض اینکه درآمد مشمول مالیات این شرکت 100 میلیون تومان باشد، اولاً تأثیر این مالیات را بر سود و زیان سالانه شرکت محاسبه کنید. ثانیاً هزینه مالیات را با منافع به دست آمده از امکانات عمومی مقایسه کنید و تحلیل کنید که آیا پرداخت مالیات به نفع شرکت است یا به ضرر آن.
تحلیل کنید (صفحه 68 کتاب درسی)
- چرا دولت به عنوان یکی از بازیگران، باید در میدان کسبوکار حضور داشته باشد؟
- چرا کسبوکارهای گوناگون، باید به دولت مالیات بدهند؟



